ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1350
سفرنامه شاردن ( فارسى )
در راه گم شدهام . از قيافه و طرز سخن گفتنم دريافتند كه راست مىگويم . ارشد آنان دو تن از همكاران خود را همراه من كرد تا مرا به منزلگاهى كه مقصدم بود برساند ؛ و به آنان دستور داد پيش از آنكه مرا به آنجا رسانند از من جدا نشوند . در اين كشور مجازات سريع انجام مىگيرد ، مثلا اگر كسى چيزى را با سنگ كم بفروشد سرش را از تختهاى كه ميانش سوراخ شده مىگذرانند و به گردش مىاندازند ، سپس زنگى بدان مىآويزند ، و كلاه كاغذى بر سرش مىنهند و بدانسان او را در كوى و برزن مىگردانند تا مورد تماشا و تحقير مردمان قرار گيرد . اين نوع مجازات تخته كلاه ناميده مىشود . امّا مجازات سختتر آنست كه كمفروش را هم جريمه مىكنند ، و هم به كف پايش چوب مىزنند . من در فصول پيش به مناسبت آوردهام كه اتفاق افتاد نانوايانى را كه گرانفروشى يا كمفروشى كردهاند در تنور انداخته و سوزاندهاند . در پايتخت ايران رسم بر اين است مخصوصا وقتى كه نان و ديگر خوراكيها كمياب و گران و موجب شكايت مردمان شود جارچيان مخصوص قيمت نان و گوشت و برخى خوراكيهاى ديگر را در بازارها و محلّات مختلف اعلام مىكنند . اين نكته نيز گفتنى است كه قريب همهء خانوادهها نان مصرفى خود را در خانه مىپزند و اين افراد خارجى مىباشند كه ناچارند از دكانهاى نانوايى نان بخرند . بنابر اين برخى نانواها براى كم فروشى يا گرانفروشى جرأت بيشتر دارند و مىدانند جريمه ، آنان را از تنبيهات شديدتر مىرهاند . قاضى پليس براى تصميم كردن درباره اجراى وظايف خود سه مشاور دارد . آنان روزهاى پنج شنبه با دادرسان محلات مختلف فراهم مىآيند ، پس از تحقيق و بررسى بهاى موادّ خوراكى را تعيين مىكنند ، و روز شنبه به وسيله جارچيان به اطلاع مردم مىرسانند . امّا على الرسم قيمتگذارى اجناس خوراكى زمانى صورت مىپذيرد كه اجناس كمياب شده است . به هر روى قضاوت عامهء مردم دربارهء نحوه دادرسيها و اعمال مسؤولان پليس و قضات محلى چنين است . فساد و تباهى و ارتشاء در سراسر كشور رايج شده ، و راستى و درستى سراسر از ميان رفته است ، رشوت چشم ماموران پليس را كور كرده و دهان دادرسان همواره براى ربودن غنيمت گشاده است . تمام اين كسان در دوزخ به انتظار خواهند بود تا مكافات اعمال خود را دريابند .